شعر را زندگی کن
خلوتی با واقف لاهوری

شمارهٔ ۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آب گردید دل و از نظر افتاد مرانوبت گریه به خون جگر افتاد مرا
۲
چشم روزی که برآن خاک در افتاد مراسرمه چون خاک سیه از نظر افتاد مرا
۳
ای که گویی در و دیوار تو افتاد چراهمه از دولت این چشم تر افتاد مرا
۴
نفتاده ا‌ست به یعقوب ز هجر یوسفآنچه از دوری آن خوش پسر افتاد مرا
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth