شعر را زندگی کن
خلوتی با واقف لاهوری

شمارهٔ ۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چرا در گریه آوردی چو من آزرده‌جانی راخراب از سیل کردی خانه آبادان! جهانی را
۲
ندانم کز صف مژگان خوبان رو بگردانمتوانم سرخ کرد از خون خود نوک سنانی را
۳
ز سوزم رونقی در خاندان عشق پیدا شدچراغ داغم آخر کرد روشن دودمانی را
۴
خدنگ غمزه‌اش خوردم، پرید از من چنان هوشمکه می‌گیرم به دعوی هر زمان ابروکمانی را
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth