شعر را زندگی کن
خلوتی با واقف لاهوری

شمارهٔ ۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مکن‌ بی‌‌جا به کوی خود چو من بی‌خانمانی راغریبی، دردمندی، خاکساری، ناتوانی را
۲
مکن تکلیف شرح درد دل‌آزرده جانی رامزن انگشت بر لب، ناتوانی، بی‌زبانی را
۳
غمم بسیار و من از یار دارم رخصت آهیچسان یارب ادا سازم به سطری داستانی را
۴
سواری تاخت آورده است بر معمورهٔ هوشمکه بر هم می‌زند از یک عنان‌گردش، جهانی را
صفحهٔ ۱ از ۵
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth