شعر را زندگی کن
خلوتی با واقف لاهوری

شمارهٔ ۲۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
یار از حد گذرانید خودآرایی راتا سراسیمه کند چشم تماشایی را
۲
هست از مردمی چشم تو این امّیدمکه نظربند کنی این دل هرجایی را
۳
همچو نعلین به پایش اگر افتد کونینمرد ره کی دهد از دست تهی‌پایی را
۴
موکشان جوهر از آیینه برون می‌آرداز که آموخته مژگان تو گیرایی را
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth