خلوتی با خاقانی
شمارهٔ ۱۸۲ - در مدح پدر خویش علی نجار
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
سلسلهٔ ابر گشت زلف زره سان اوقرصهٔ خورشید شد گوی گریبان او
۲
پنجهٔ شیران شکست قوت سودای اوجوشن مردان گسست ناوک مژگان او
۳
خوش نمکی شد لبش، تره تر عارضشبر نمک و تره بین دلها مهمان او
۴
رنگ به سبزی زند چهره او را مگرسوی برون داد رنگ پستهٔ خندان او
صفحهٔ ۱ از ۳