خلوتی با واقف لاهوری
شمارهٔ ۴۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا گرفته است غم عشق گریبان ما رامیفتد لخت دل از دیده به دامان ما را
۲
بخت در مصر کند گر زعزیزان ما راکی فراموش شود کلبهٔ احزان ما را
۳
جمع بوده است مگر خاطرش از فتنهٔ خطزلف آن روز که میکرد پریشان ما را
۴
زحمت تیغکشیدن نکشد دست کسیمیتوان کشت به یک جنبش مژگان ما را
صفحهٔ ۱ از ۴