شعر را زندگی کن
خلوتی با واقف لاهوری

شمارهٔ ۴۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ز شاخسار شنیده است تا فغان مراچو کعبه طوف کند بلبل آشیان مرا
۲
ز بی‌سعادتی من هما پس از مرگمربود از سگ کوی تو استخوان مرا
۳
هنوز اوّل هنگام نی سواری بودکه برد جذْبهٔ شوقت ز کف عنان مرا
۴
چو شمع قصّهٔ سوزوگداز می‌خوانمبه محفلی که نفهمد کسی زبان مرا
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth