شعر را زندگی کن
خلوتی با خاقانی

شمارهٔ ۱۸۴ - مطلع سوم

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دهر سیه کاسه‌ای است ما همه مهمان اوبی‌نمکی تعبیه است در نمک خوان او
۲
بر سر بازار دهر نقد جفا می‌رودرسته‌ای ار ننگری رستهٔ خذلان او
۳
دهر چو بی‌توست خاک بر سر سالار اوده چو تو را نیست باد در کف دهقان او
۴
خیز در این سبز کوشک نقب زن از دود دلدرشکن از آه صبح سقف شبستان او
صفحهٔ ۱ از ۱۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth