شعر را زندگی کن
خلوتی با واقف لاهوری

شمارهٔ ۸۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
به سویم رو نیاری، بختِ برگردیده‌ای گویانظر پوشیدی از من، طالعِ خوابیده‌ای گویا
۲
مشامم از سخن‌های تو بوی درد می‌یابدسرت گردم بر اوراق دلم گردیده‌ای گویا
۳
به هر حرفم طرف می‌ساختی زین پیش‌تر اکنونسخن با من نمی‌گویی چه شد رنجیده‌ای گویا
۴
به جوش آمد ز شادی در تن من خون افسردهتو گلگون از برای قتل من پوشیده‌ای گویا
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth