شعر را زندگی کن
خلوتی با واقف لاهوری

شمارهٔ ۸۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
هواداری ندارم تا براندازد حجابش راصبا شاید ز روی لطف بردارد نقابش را
۲
ز من آن بی‌مروت روی‌گردان شد نمی‌داندکه در طالع کسوف دائمی هست آفتابش را
۳
خدا خیرش دهد با من سلوک خوب می‌ورزدبه لطفم پیش می‌آید، نی‌ام قابل عتابش را
۴
عنان را خود نگه ‌دارد مگر رعنا‌سوار منچو من بی‌دست و پایی ورنه چون بوسد رکابش را
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth