شعر را زندگی کن
خلوتی با واقف لاهوری

شمارهٔ ۸۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نیست می در کار رنگ آن رخ پر نور راحاجت روغن چرا باشد چراغ طور را
۲
حسن چون شاهانه بر کرسیِ ناز آرد نشستعشق گرمِ دارِ بازی می‌کند منصور را
۳
ساز عشرت کی دهد آواز بی‌آن دل‌نوازتا به کی خواهی زدن مطرب عبث طنبور را
۴
پر برون می‌آورد از شوق پرواز فناعقل اگر داری به چشم کم نبینی مور را
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth