خلوتی با واقف لاهوری
شمارهٔ ۸۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به سر میبرم بیتو زان روز و شب راکه گم کرده جان در تنم راه لب را
۲
صبا گر تو را باز پرسد ز حالماَلا قُل لَهُ ماتَ حُزناً و صَبرا
۳
غم از بینوایی ندارم که دارمز لخت جگر سازوبرگ طرب را
۴
قبایل مرا نام مجنون نهادندبگویید آن شوخ لیلینسب را
صفحهٔ ۱ از ۲