خلوتی با واقف لاهوری
شمارهٔ ۹۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به نازی تاب دادی در چمن ای شوخ کاکل راکه از هر حلقهٔ آن حلقه کردی نام سنبل را
۲
به سرو و گل ندارم نسبتی گر اتّفاق افتدسلام من رسانی ای صبا قمری و بلبل را
۳
گشاد کار از نازک مزاجان کی بود ممکنکه تاب عقده واکردن نباشد ناخن گل را
۴
صدف آبی که خورد از ابر نیسان عقدهٔ دل شدگوارا نیست احسانِ فلک اهل توکل را
صفحهٔ ۱ از ۲