شعر را زندگی کن
خلوتی با واقف لاهوری

شمارهٔ ۹۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گفتم بسی ز درد دل خود حبیب رانشنید از غرور چه گویم نصیب را
۲
گل گل شکفت شب دلم از ذوق ناله‌اشاز من هزار عشق رسد عندلیب را
۳
در هجر بی‌قرارم و در وصل مضطربیا رب علاج چیست من ناشکیب را
۴
سیری نصیب گرسِنِه چشمان حرص نیستهرچند می‌خوریم ز دنیا فریب را
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth