خلوتی با واقف لاهوری
شمارهٔ ۱۱۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از آن لعل مسیحادم سر حرفی به ما بگشابرای دردمندانت در دارالشّفا بگشا
۲
به یاد قصد خون عاشقان فرما نگار منچرا بیکار بنشینی حنا از دست و پا بگشا
۳
از آن لطفی که دارد گل به پیراهن نمیگنجدتو هم روزی درآ در گلشن و بند قبا بگشا
۴
ز پهلوی دل تنگم ملالی هست بیش از حدبیا جانان ببر این غنچه را با خویش یا بگشا
صفحهٔ ۱ از ۲