خلوتی با واقف لاهوری
شمارهٔ ۱۱۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
سوختم تا آن رخ تابان برآمد از نقابگرم میتابد برون آید چو از ابر آفتاب
۲
دامنم هرگز نشد آلوده در بزم شرابهمچو عکس آینه خشک آمدم بیرون ز آب
۳
مصرعی کز طبع ناقص میکند موزون هلالمطلع ابروی او را کی تواند شد جواب
۴
خانهٔ من بیتو ظلمت راست همچون چشم گورنور چشم من ندارد هیچ تقصیر آفتاب
صفحهٔ ۱ از ۳