شعر را زندگی کن
خلوتی با واقف لاهوری

شمارهٔ ۱۴۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
عیبم نکنی ز مستی عشقاین لازم نشئه‌ی جوانی‌ست
۲
روزم ای ماه بی تو شب شددریاب که وقت مهربانی‌ست
۳
از شهد لب تو می‌زنم حرفشیرین‌سخنم چو شعرخوانی‌ست
۴
مردم بر من چرا نخندندرنگم از درد زعفرانی‌ست
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth