شعر را زندگی کن
خلوتی با واقف لاهوری

شمارهٔ ۱۴۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
هیچ راهی همچو راهِ کوی جانان دور نیستگر روم چون اشکِ تر افتان و خیران دور نیست
۲
دیر می‌آید مسیحا بر سرم از راه دورگر کند درد مرا لعل تو درمان دور نیست
۳
کرده‌ای جا در دل و یک‌ره نمی‌آیی به چشمرنجه گر سازی قدم را راه چندان دور نیست
۴
فرصتم نبْوَد که خار از پای خود بیرون کشمهمچو گل یک لحظه دستم از گریبان دور نیست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth