شعر را زندگی کن
خلوتی با واقف لاهوری

شمارهٔ ۱۴۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گلگونِ اشک گرم‌عنانی مرا بس است (گلگونه؟؟)شوقی به کوی دوست رسانی مرا بس است
۲
چرخ مقوّس از چه به من شست بسته استتیری ز دست سخت‌کمانی مرا بس است
۳
تنگم مگیر ای فلک از بی‌مروّتیبگذار یاد غنچه‌دهانی مرا بس است
۴
از دل به در کن ای فلکِ پیر کینه‌امدانسته باش مهر جوانی مرا بس است
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth