خلوتی با واقف لاهوری
شمارهٔ ۱۵۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
کشم جور و جفایش طاقتی هستکه در دنبال محنت راحتی هست
۲
خرابآباد دنیا سیر داردبه هر ویرانه گنج عشرتی هست
۳
به دست من فتاد آن شوخ تنهادلی خالی کنم خوش فرصتی هست
۴
به بام عرش درویشان برآیندکه با ایشان کمند وحدتی هست
صفحهٔ ۱ از ۳