خلوتی با واقف لاهوری
شمارهٔ ۱۷۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آنقدر زخم که نتوان برداشتدل ارزان خنجر مژگان برداشت
۲
ور توانی است که صد جور و جفامیتوان از تو پی آن برداشت
۳
خویش را شهره به حمالی کردزین همه بار که انسان برداشت
۴
با خط سبز به گلشن رفتینسخه از روی تو ریحان برداشت
صفحهٔ ۱ از ۳