شعر را زندگی کن
خلوتی با واقف لاهوری

شمارهٔ ۲۰۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
سرو افتاده ز پا از دستتکرده گل جامه‌قبا از دستت
۲
خانه آباد خراب افتاده استخانهٔ مهر و وفا از دستت
۳
گفتی از دست که داغست دستتای همه جور و جفا از دستت
۴
پنجه‌ات سخت دلم را افشردنکنم گریه چرا از دستت
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth