شعر را زندگی کن
خلوتی با واقف لاهوری

شمارهٔ ۲۲۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دل دیوانهٔ ما از سر دنیا برخاستباز مجنون پی آبادی صحرا برخاست
۲
گل زمین جگر من نپسندید افسوسداغم از لاله که از سینهٔ صحرا برخاست
۳
گرد من بر رخ گل هم بنشیند از نازبه هواداری دامان که از جا برخاست
۴
نه همین زنده ز هم‌صحبتی یار منمشمع بنشست چو آن انجمن‌آرا برخاست
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth