شعر را زندگی کن
خلوتی با واقف لاهوری

شمارهٔ ۲۲۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
به کوی یار چو من گرچه خاکساری نیستولی خوشم که زمین بر دلش غباری نیست
۲
تمام سلسلهٔ تیره طالعام دیدمبسان زلف تو آشفته روزگاری نیست
۳
به کوی او نکنم طفل اشک را رخصتدرین زمان به فرزند اعتباری نیست
۴
به امتحان می گلرنگ خورده‌ام صد بارخزان رنگ مرا طالع بهاری نیست
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth