خلوتی با خاقانی
شمارهٔ ۲۰۲ - مطلع سوم
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مهر است یا زرین صدف خرچنگ را یار آمدهخرچنگ ناپروا ز تف، پروانهٔ نار آمده
۲
بیمار بوده جرم خور سرطانش داده زور و فرمعجون سرطانی نگر داروی بیمار آمده
۳
آن کعبهٔ محرم نشان، وان زمزم آتش فشاندر کاخ مه دامن کشان یک مه به پروار آمده
۴
هر سنگ را گر ساحری کرده صبا میناگریاز خشت زر خاوری میناش دینار آمده
صفحهٔ ۱ از ۱۱