خلوتی با واقف لاهوری
شمارهٔ ۲۷۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دل از کف رفت و تدبیری نمانده استچه گویم تاب تقریری نمانده است
۲
دلت بر من نمیسوزد چه سازمدر آه و ناله تأثیری نمانده است
۳
چو مجنون آنچنان کاهیدم از عشقکه از من غیر تصویری نمانده است
۴
کدامی سخت جان را کردهای صیدکه در تکرش تو را تیری نمانده است
صفحهٔ ۱ از ۳