شعر را زندگی کن
خلوتی با واقف لاهوری

شمارهٔ ۲۹۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نتوان ز خود به همرهی این و آن گذشتتوفیق گر رفیق شود می‌توان گذشت
۲
ماندم ز غفلت از گذر عمر بی‌خبرمانند هفته که برو کاروان گذشت
۳
گر بگذر هزار ستم از تو بر سرمانصاف اینکه از چو تویی چون توان گذشت
۴
سرگشتهٔ هوا و هوس همچو گردبادیک چند خاک خورد و ازین خاکدان گذشت
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth