خلوتی با واقف لاهوری
شمارهٔ ۲۹۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
امروز ناوک تو ز من سرگران گذشتآیا چه در ضمیر تو ابروکمان گذشت
۲
گر شکوهٔ دراز ز زلفت کنم مرنجیک عمر جور بر من ازین دودمان گذشت
۳
نتوان چو سرو این همه استادگی نمودباید ازین حدیقه چو آب روان گذشت
۴
بر یک قرار ماند هوای دیار عشقچندین بهار آمد و چندین خزان گذشت
صفحهٔ ۱ از ۳