شعر را زندگی کن
خلوتی با خاقانی

شمارهٔ ۲۰۸ - در مدح غیاث الدین محمد مسعود ملک‌شاه

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ما فتنه بر توایم و تو فتنه بر آینهما را نگاه در تو، تو را اندر آینه
۲
تا آینه جمال تو دید و تو حسن خویشتو عاشق خودی ز تو عاشق‌تر آینه
۳
از روی تو در آینه جان‌ها شود خیالزین روی نازها کند اندر سر آینه
۴
وز نور روی و صفوت لعل تو آورد عیاندر یک مکان هم آتش و هم کوثر آینه
صفحهٔ ۱ از ۹
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth