شعر را زندگی کن
خلوتی با واقف لاهوری

شمارهٔ ۳۱۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چنان‌که تیر بود جانب کمان محتاجبه ابروی تو بود ناز همچنان محتاج
۲
دمید صبح و ز بخت سیاه خود ماندمبه شمع داغ درین تیره خاکدان محتاج
۳
من آن شکار ضعیفم که هست کشتن منبه یک اشارهٔ ابروی آن کمان محتاج
۴
ز رشحهٔ قلمت آب می‌خورد دل مناگرچه بحر نباشد به ناودان محتاج
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth