شعر را زندگی کن
خلوتی با واقف لاهوری

شمارهٔ ۳۲۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
عاقبت گردید پیدا داغ پنهانم چو صبحآفتابی سر زد از چاک گریبانم چو صبح
۲
صبح از مهر تو دادم شاید و غم را به هممی‌کشم از سینه آه سرد و خندانم چو صبح
۳
با سبک‌روحان نباید سردمهری صرف کردیک نفس بر خوان تو ای چرخ مهمانم چو صبح
۴
شمع‌آسا می‌گدازد گریه‌ام وقتست وقتگر رسی خندان به داد چشم گریانم چو صبح
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth