شعر را زندگی کن
خلوتی با واقف لاهوری

شمارهٔ ۳۱۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
در زاری خود وای ندیدیم اثر هیچبا طالع بد اشک شب و آه سحر هیچ
۲
ای جان برادر به جز اندوه و غم و دردما را نرسیده است ز میراث پدر هیچ
۳
امید بسی داشت دل غمزده از آهصد آه که این نخل نیاورد ثمر هیچ
۴
تحقیق نسب کرده‌ام ابنای زمان رامعلوم نمودم که پدر پوچ و پسر هیچ
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth