خلوتی با خاقانی
شمارهٔ ۲۱۰ - در مرثیهٔ قدوة الحکما کافی الدین عم خود
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گر به قدر سوزش دل چشم من بگریستیبر دل من مرغ و ماهی تن به تن بگریستی
۲
صد هزاران دیده بایستی دل ریش مراتا به هر یک خویشتن بر خویشتن بگریستی
۳
دیدههای بخت من بیدار بایستی کنونتا بدیدی حال من، بر حال من بگریستی
۴
آنچه از من شد گر از دست سلیمان گم شدیبر سلیمان هم پری هم اهرمن بگریستی
صفحهٔ ۱ از ۷