شعر را زندگی کن
خلوتی با خاقانی

شمارهٔ ۲۱۱ - در مدح فخر الدین ابوالفتح منوچهر شروان‌شاه

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
صبح‌دم آب خضر نوش از لب جام گوهریکز ظلمات بحر جست آینهٔ سکندری
۲
شاهد طارم فلک رست ز دیو هفت سرریخت به هر دریچه‌ای آقچه زر شش سری
۳
غالیه‌سای آسمان سود بر آتشین صدفاز پی مغز خاکیان لخلخه‌های عنبری
۴
یوسف روز جلوه کرد از دم گرگ و می‌کندیوسف گرگ مست ما دعوی روز پیکری
صفحهٔ ۱ از ۷
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth