شعر را زندگی کن
خلوتی با واقف لاهوری

شمارهٔ ۳۳۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دل زمن رفت و به زلف یار ماندشد گرفتار بلا ناچار ماند
۲
آمدی غم رفت از خاطر ولیکم نشستی حسرت بسیار ماند
۳
تاری از گیسو نبخشیدی به منکافر عشق تو بی زنار ماند
۴
آخر از گرد کسادی خاک شدجنس ما از بس درین بازار ماند
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth