شعر را زندگی کن
خلوتی با واقف لاهوری

شمارهٔ ۳۳۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
عمر رفت و چشم بختم خفته ماندغنچهٔ امید من نشکفته ماند
۲
آه از هم ریخت جاروب مژهکوچهٔ آن نازنین نارفته ماند
۳
او نیامد من فتادم از زبانیک دو حرفی داشتم ناگفته ماند
۴
سوده شد از شانه کاری دست منطرهٔ او همچنان آشفته ماند
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth