شعر را زندگی کن
خلوتی با خاقانی

شمارهٔ ۲۱۲ - مطلع دوم

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ناگذران دل توئی کز طرب آشناتریخاک توام به خشک جان تا به لب آتش تری
۲
خانهٔ دل به چار حد وقف غم تو کرده‌امحد وفا همین بود، جور ز حد چه می‌بری
۳
بر سر آتش هوا دیگ هوس همی‌پزمگرچه به کاسهٔ سرم بر سرم آب می‌خوری
۴
مایهٔ عمر جو به جو با تو دو نیمه می‌کنمجوجوم از چه می‌کنی چیست بهانه بی زری
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth