خلوتی با واقف لاهوری
شمارهٔ ۳۴۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گر نیم عاشق جهان بر من چنین تنگ از چه شدنام من اهل جهان را باعث ننگ از چه شد
۲
قطرهٔ خونی که نامش از ازل دل کردهاندسخت حیرانم که در پهلوی او سنگ از چه شد
۳
گر نه آتش در جگر افتاد دود آه چیستگر نه خون گردید دل اشک به این رنگ از چه شد
۴
من که از آوارگی یکجا نمیکردم قراربر سر کوی تو پای من چنین لنگ از چه شد
صفحهٔ ۱ از ۲