شعر را زندگی کن
خلوتی با واقف لاهوری

شمارهٔ ۳۸۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
شب سیاه فراقم چراغ دست نداددماغ سوختم و غیرداغ دست نداد
۲
غبار ما ز پس مرگ با صبا آمیختفنا شدیم ولیکن فراغ دست نداد
۳
ز رشک خندهٔ گل آتشم به جان افتادنشاط خاطرم از سیر باغ دست نداد
۴
هزار مرتبه سر تا سرچمن گشتمگلی که تازه شود زو دماغ دست نداد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth