خلوتی با واقف لاهوری
شمارهٔ ۳۸۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
اشک من صد محله ویران کردقطرهای رفتهرفته طوفان کرد
۲
آن کاین عشق ناتوان آزاربادلم کرد آنچه نتوان کرد
۳
بعد ازین زلف یار بو نکنمکه دماغ مرا پریشان کرد
۴
دل که بوده است کعبه قبلهٔ منغمزهٔ کافر تو ویران کرد
صفحهٔ ۱ از ۳