خلوتی با واقف لاهوری
شمارهٔ ۴۰۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دلم از کوچهٔ آن زلف هراسان گذردهمچون مجروح که از مشکفروشان گذرد
۲
از صف سوختگان بگذرد آن آفت جانآنچنان تند که صرصر ز چراغان گذرد
۳
انس با گوشهٔ دامان که گیرد یا ربدست من گر ز ملاقات گریبان گذرد
۴
شورش گریه گر اینست که من میبینمبر دل و دیده ندانم که چه طوفان گذرد
صفحهٔ ۱ از ۲