شعر را زندگی کن
خلوتی با واقف لاهوری

شمارهٔ ۴۱۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
یعقوب اگر به بیت حزن گریه می‌کنددل از غمت به سینهٔ من گریه می‌کند
۲
برقی به جان من زده عشقت که زیر خاکبر حالمن چو بر کفن گریه می‌کند
۳
بلبل ز بس که یافته همدرد خود مراهرگه برون روم ز چمن گریه می‌کند
۴
با من کسی شریک غم از بی‌کسی نشدجز دل که او به پهلوی من گریه می‌کند
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth