خلوتی با واقف لاهوری
شمارهٔ ۴۲۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دلم در سینه کز داغ غم جانانه میسوزدچراغ تیره را ماند که در غمخانه میسوزد
۲
به جانم آتش افکند است و خاکستر نمیسازدمرا آن طفل آتشخو چه استادانه میسوزد
۳
نیازردم دلی تا درد عشقت کردهام پیداهمین داغست کز دست من دیوانه میسوزد
۴
ز بیتاب محبت رازپوشیدن نمیآیددلی دارم که پیش محرم و بیگانه میسوزد
صفحهٔ ۱ از ۳