خلوتی با واقف لاهوری
شمارهٔ ۴۲۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دوش پیکان خود از سینهٔ من یار کشیددل مانده چهگویم که چه آزار کشید
۲
گر خدا خیر کند با تو بگویم روزیکه ز داد تو چهها این دل بیمار کشید
۳
ناصح از جامهدری منع مفرمای که مننتوانم به خدا دست ازین کار کشید
۴
آفت مردم همسایه به همسایه رسدآنچه اندوخت دلم چشم تلف کار کشید
صفحهٔ ۱ از ۳