شعر را زندگی کن
خلوتی با واقف لاهوری

شمارهٔ ۴۳۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
اگر بی‌شرمی سر می‌توان کردچه‌ها با آن ستمگر می‌توان کرد
۲
در آن محفل که تو گیسو گشاییز موم شمع عنبر می‌توان کرد
۳
دماغ کیمیاسازی ندارموگرنه خاک را زر می‌توان کرد
۴
سرت گردم جفا بر بنده تا کیوفا هم بنده‌پرور می‌توان کرد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth