شعر را زندگی کن
خلوتی با واقف لاهوری

شمارهٔ ۴۴۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ز شادی می‌گریزد طبع من با غم نمی‌سازددلم وحشی است با بیگانه و محرم نمی‌سازد
۲
درین محفل چو شمع از اختلاط شعله رخساریبه‌دست آورده‌ام داغی که با مرهم نمی‌سازد
۳
نگیرد خاطرم گر با سگ او انس معذورممزاج نازکی دارم که با آدم نمی‌سازد
۴
توام چون نی نوازش می‌کنی من زار می‌نالمنمی‌سازد به من لطف تو ای همدم نمی‌سازد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth