شعر را زندگی کن
خلوتی با واقف لاهوری

شمارهٔ ۴۵۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
درآمد عشق از عقل را نام و نشان گم شدچه دزد است اینکه تا گردیده پیدا پاسبان گم شد
۲
کند ذوق حدیثت گنگ را گویا زهی قسمتتو از من حال پرسیدی زبانم در دهان گم شد
۳
ز دل نامد خبر تا سوی زلفت باز شد راهیگمان دارم که مسکین در ره هندوستان گم شد
۴
تو کی داری دماغ جستن گم‌گشتگان ورنهز ذوق این اگر خضر است همره می‌توان گم شد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth