خلوتی با واقف لاهوری
شمارهٔ ۴۵۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دل من در سراغ تیر آن ابروکمان گم شدروان شد جان برای جستنش زو هم نشان گم شد
۲
نیم غمگین اگر دل در کنارم دوستان گم شدبهحمدلله که دیرین دشمن من از میان گم شد
۳
نزد بر آتش دل چشم من یکبار هم آبیهزار افسوس رسم مردمی از خاندان گم شد
۴
ز داغش تا شدم تسلیم عشق آن قدردان منسیه پوشید از ماتم که شمع دودمان گم شد
صفحهٔ ۱ از ۳