خلوتی با واقف لاهوری
شمارهٔ ۴۷۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شب همچو بلبلم همه شب کار شور بودای عشق باز بر دل زار این چه زور بود
۲
دارد همیشه جانب اهل هوس نگاهاز مردمی چشم تو این شیوه دور بود
۳
از بهر جمعکردن اسباب گریه دوشدر کارخانهٔ دل من طرفه شور بود
۴
ای شور گریه خوب رسیدی به داد مامشتی نمک پی گزک دل ضرور بود
صفحهٔ ۱ از ۳