خلوتی با واقف لاهوری
شمارهٔ ۵۰۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
فصل گلست و این دل محزون همان که بودچون لاله در پیالهٔ او خون همان که بود
۲
از حرف خویش خامهٔ او برنگشت آهآمد هزار نامه و مضمون همان که بود
۳
با ما هنوز خاطر او بیغبار نیستگشتیم خاک و کینهٔ گردون همان که بود
۴
سحر نگاه اوست که باطل نمیشودخطش دمید و چشم پرافسون همان که بود
صفحهٔ ۱ از ۳